فتخ

🌐 فتخ

این واژه از ریشهٔ «فتخ» است و در عربی می‌تواند معانی متفاوتی داشته باشد؛ یکی از معناهای رایج آن «گشودگی، نرم و خمیده بودن» یا در برخی فرهنگ‌ها «نوعی گشایش / بازشدگی» است. همچنین در بعضی منابع، «فتخ» به معنای چیزی که کمی باز یا از هم فاصله‌دار باشد نیز آمده است. بسته به متن، ممکن است به گشاد بودن یا نوعی انحنا اشاره کند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 خدمت کردن

جمله سازی با فتخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ‫ضحا لتبا الال فتخ رتبا تم والدتى ماجة لى ى فث يجب أم أترتبا متى عودأ ر ي تبا الال‬ ‫م رن وفا‪.

ضحا لتبا آلال فتخ رتبا تام ولداتی ماجا لی ی فث یاجب ام آترتبا ماتا اودا ری ی تبا آلال م رن وفا.

💡 كان هناك فتخ صغيرٌ في الحائطِ سمحَ بدخولِ بعضِ الضوءِ إلى الغرفةِ المعتمةِ.

روزنه‌ی کوچکی روی دیوار بود که اجازه می‌داد نور کمی وارد اتاق تاریک شود.

💡 أصلحَ النجارُ فتخ النافذةِ حتى أصبحتْ تُغلقُ بسهولةٍ من جديدٍ.

نجار چفت پنجره را تعمیر کرد تا دوباره به راحتی بسته شود.

💡 لاحظتُ فتخ البابِ الخشبيِّ بعدَ أن مرَّت عليه سنواتٌ طويلةٌ من الاستعمالِ.

متوجه شدم که در چوبی پس از سال‌ها استفاده باز شده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران