فضخ
🌐 پمپاژ
«فَضَخَ» در عربی به معنی فشردن، له کردن، شکستن یا پخش / پراکنده کردن در برخی کاربردها آمده است. این واژه نسبت به «فضح» کمتر رایج است و بسته به متن ممکن است معنای فیزیکیِ فشرده یا خرد کردن داشته باشد.
جمله سازی با فضخ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 انكسر الكيس فجأةً فبدأ المحتوى يخرج بسبب فضخ الغلاف.
کیسه ناگهان پاره شد و محتویات آن به دلیل ترکیدن پاکت شروع به بیرون ریختن کرد.
💡 لاحظ العامل فضخ الصندوق بعد سقوطه من فوق الرف.
کارگر متوجه ترکیدن جعبه پس از افتادن از قفسه شد.
💡 تسبب الضغط الشديد في فضخ العبوة البلاستيكية داخل السيارة.
فشار شدید باعث ترکیدن ظرف پلاستیکی داخل ماشین شد.