مساعديه

🌐 دستیاران او

«مساعديه» معمولاً به صورت منسوب یا وابسته به «مساعد» دیده می‌شود و بسته به بافت، می‌تواند به «کمکی‌ها»، «وابسته به یاری»، یا گاهی نام مکان یا عنوانی خاص اشاره کند. این واژه بدون جمله یا منبع دقیق، معنای قطعی و واحدی ندارد. اگر در متن خاصی آمده باشد، باید همان بافت بررسی شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 دستیاران او

📌 همکارانش

📌 ستوان های او

📌 کارکنان او

📌 معاونان او

جمله سازی با مساعديه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اعتمدَ الطبيبُ على مساعديه في استقبالِ المرضى وتنظيمِ المواعيدِ خلالَ الصباحِ الباكرِ.

پزشک برای پذیرش بیماران و تنظیم نوبت‌ها در اوایل صبح به دستیارانش متکی بود.

💡 وجّه الملک إلی مساعديه رسالة واضحة قبل بدء الاجتماع الرسمي.

پادشاه پیش از شروع جلسه رسمی، پیام روشنی به دستیارانش داد.

💡 لم يستطع القائد متابعة مهامه وحده، فطلب مساعدة مساعديه في بعض التفاصيل الإدارية.

فرمانده نمی‌توانست به تنهایی وظایفش را انجام دهد، بنابراین از دستیارانش برای برخی جزئیات اداری کمک خواست.

💡 طلب الجنرال من مساعديه استكشاف ساحة المعركة لتحديد المواقع الرئيسية.

ژنرال از دستیارانش خواست تا میدان نبرد را بررسی کنند تا مواضع کلیدی را شناسایی کنند.

💡 أرسلَ الأستاذُ تعليماتِه إلى مساعديه قبلَ بدءِ الامتحانِ لضمانِ التنظيمِ الكاملِ.

استاد قبل از شروع امتحان، دستورالعمل‌های خود را برای دستیارانش ارسال کرد تا از نظم کامل اطمینان حاصل شود.

💡 اجتمعَ المديرُ مع مساعديه لمراجعةِ خطةِ العملِ وتوزيعِ المهامِّ على الأقسامِ المختلفةِ.

مدیر با دستیارانش جلسه گذاشت تا برنامه کاری را بررسی و وظایف را بین بخش‌های مختلف تقسیم کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران