مساعدات
🌐 کمک
دیکشنری عربی به فارسی
📌 کمک
📌 پشتیبانی
📌 تسکین
📌 یارانهها
جمله سازی با مساعدات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اعتمدتِ المدينةُ على مساعدات خارجيةٍ لإعادةِ تأهيلِ المدرسةِ المتضررةِ منِ الحريقِ الأخيرِ.
این شهر برای بازسازی مدرسهای که در آتشسوزی اخیر آسیب دیده بود، به کمکهای خارجی متکی بود.
💡 قدّم الفريق الإنساني مساعدات عاجلة للأسر المتضررة من الفيضانات في القرية.
تیم بشردوستانه به خانوادههای آسیبدیده از سیل در روستا کمکهای فوری ارائه داد.
💡 اهتمّت المؤسسةُ بالذين تضرروا من الفيضان وقدّمت لهم مساعدات عاجلة.
این سازمان به آسیب دیدگان سیل رسیدگی کرد و کمکهای فوری به آنها ارائه داد.
💡 نظّمتِ المؤسسةُ مساعدات عاجلةً للأسرِ المحتاجةِ بالتعاونِ مع عددٍ منِ المتطوعينَ المحليينَ.
این بنیاد با همکاری تعدادی از داوطلبان محلی، کمکهای فوری برای خانوادههای نیازمند ترتیب داد.
💡 اعتحدت عدة منظمات خيرية لتقديم مساعدات عاجلة للمتضررين من الفيضانات.
چندین سازمان خیریه موافقت کردهاند که به افراد آسیبدیده از سیل کمکهای فوری ارائه دهند.
💡 قال المتطوعون إنهم رزقناهم بما تيسر من مساعدات بعد انقطاع الإمدادات عن القرية.
داوطلبان گفتند که پس از قطع شدن آذوقه به روستا، هر کمکی که در دسترس بود را در اختیار آنها قرار دادند.
💡 وصلتْ مساعدات غذائيةٌ وطبيةٌ إلى القريةِ النائيةِ بعدَ أيامٍ من انقطاعِ الطريقِ بسببِ الأمطارِ.
پس از روزها قطع شدن جاده به دلیل باران، کمکهای غذایی و پزشکی به این روستای دورافتاده رسید.