ارتجاع
🌐 رفلاکس
این واژه در اصل بهمعنای «بازگشت، رجوع، برگشتن» است. در کاربردهای مختلف، ممکن است به بازگشت از راهی، برگشت به حالت پیشین، یا در برخی زمینهها به مفهوم «واکنش برگشتی» اشاره کند. در زبان عربی و نیز در فارسی، گاهی معنای سیاسی یا فکری خاصی هم یافته، اما معنای اصلی همان بازگشت و رجوع است.
اسم (noun)
📌 رفلاکس
📌 برگشت غذا
📌 حلقه برگشتی
📌 جریان برگشتی
جمله سازی با ارتجاع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صمام الكلاك المعطل يمكن أن يؤدي إلى مشاكل ارتجاع في الأنابيب.
یک شیر برقی معیوب میتواند منجر به مشکلات رفلاکس لوله شود.
💡 فحص الطبيب العضلة العاصرة للمريء عندما اشتكى المريض من ارتجاع متكرر.
پزشک زمانی که بیمار از رفلاکس مکرر معده شکایت داشت، عضله اسفنکتر مری را معاینه کرد.
💡 الصيدلي نصحني باستخدام هيدروكسيد الألومنيوم لإدارة أعراض ارتجاع الحمض لدي.
داروساز به من توصیه کرد که برای مدیریت علائم رفلاکس اسید از هیدروکسید آلومینیوم استفاده کنم.
💡 نادرًا ما يَستخدِم الأطباء هذا الاختبار لتشخيص ارتجاع الصمام ثلاثي الشرفات.
پزشکان به ندرت از این آزمایش برای تشخیص نارسایی دریچه سه لتی استفاده میکنند.