محصنة

🌐 غنی‌شده

«محصنة» صورت مؤنث «محصن» است و به زنِ محفوظ، پاکدامن، و در پناه قرارگرفته اشاره دارد. این واژه در قرآن و متون عربی می‌تواند به زن عفیف، آزاد، و در چارچوبی محفوظ از تعرض یا بی‌عفتی دلالت کند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 تقویت شده

📌 ایمنی

📌 پناهگاه

📌 سیاه‌چال

📌 سخت شده

📌 دارای محافظ

جمله سازی با محصنة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دخلت العائلة إلى منطقة محصنة يسهل مراقبتها خلال المناسبات الكبيرة.

خانواده وارد یک منطقه مستحکم شدند که نظارت بر آن در طول رویدادهای بزرگ آسان بود.

💡 بقيت الوثائق محصنة داخل خزنة لا يفتحها إلا المدير.

اسناد داخل گاوصندوقی قفل شده باقی مانده بودند که فقط مدیر می‌توانست آن را باز کند.

💡 اعتمدوا على نقاط تفتيش محصنة للحفاظ على السيطرة في المنطقة.

آنها برای حفظ کنترل منطقه به ایست‌های بازرسی مستحکم متکی بودند.

💡 شعرت أنها محصنة من الانتقادات بعد تلقيها الكثير من التعليقات الإيجابية.

او پس از دریافت این همه نظرات مثبت، احساس کرد که در برابر انتقاد مصون است.

💡 الأشجار القديمة تبدو تقريبًا محصنة ضد تغير الفصول والعواصف المستمرة.

به نظر می‌رسد درختان باستانی تقریباً در برابر تغییر فصل‌ها و طوفان‌های مداوم مصون هستند.

💡 كانت المدرسة محصنة بسور عالٍ وباب رئيسي محروس.

این مدرسه با دیواری بلند و دروازه‌ای اصلی که نگهبانی داشت، مستحکم شده بود.

کلمات مرتبط