لياقة

🌐 تناسب اندام

این واژه در عربی به معنای «شایستگی، تناسب، آمادگی، برازندگی» است. مثلاً لياقة بدنية یعنی «آمادگی جسمانی» و لياقة به‌تنهایی می‌تواند مفهوم «مناسب بودن» یا «فیت بودن» را برساند.

اسم (noun)

📌 تناسب اندام

📌 مناسب

📌 نجابت

📌 دکور

📌 ادب و نزاکت

📌 لطف

جمله سازی با لياقة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بدأ اللاعب برنامجًا خاصًا لرفع لياقة جسمه قبل البطولة.

این بازیکن قبل از مسابقات برنامه ویژه‌ای را برای بهبود آمادگی جسمانی خود آغاز کرد.

💡 المشي المنتظم يساعد على تحسين لياقة القلب والتنفس.

پیاده‌روی منظم به بهبود سلامت قلب و عروق و تنفس کمک می‌کند.

💡 تمارس سارة نط الحبل كل صباح للبقاء في لياقة ونشاط.

سارا هر روز صبح طناب می‌زند تا تناسب اندام و فعالیت بدنی خود را حفظ کند.

💡 سجلتُ عضويتي في جوردن جيم لأبدأ برنامجًا منتظمًا لياقة بدنية.

من برای شروع یک برنامه تناسب اندام منظم، در باشگاه جردن ثبت نام کردم.

💡 الحفاظ على لياقة البدن يحتاج إلى حركة يومية وغذاء متوازن.

حفظ تناسب اندام مستلزم تحرک روزانه و رژیم غذایی متعادل است.

💡 يحتاج لاعب التنس إلى لياقة عالية وسرعة رد فعل ممتازة طوال اللقاء.

یک بازیکن تنیس در طول مسابقه به آمادگی جسمانی بالا و سرعت واکنش عالی نیاز دارد.