لتبين

🌐 برای نشان دادن

یعنی «تا روشن کنی / توضیح دهی / آشکار سازی»؛ از ریشه «بيّن» و به معنای بیان کردن و واضح ساختن است.

فعل (verb)

📌 منعکس کردن

📌 نشان دادن

📌 تشخیص دادن

دیکشنری عربی به فارسی

📌 برای نشان دادن

جمله سازی با لتبين

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كانت تلك اشارة من جهة البلاشفة لتبين ان دولة العمال كانت تضع حدا لكافة اشكال التفرقة.

این نشانه‌ای از سوی بلشویک‌ها بود تا نشان دهد که دولت کارگری به همه اشکال تبعیض پایان می‌دهد.

💡 لا تخافوا ليغيب عن أي شيء، هو أكثر أهمية بكثير لتبين أسباب شعورك.

از اینکه چیزی را از دست بدهید نترسید؛ خیلی مهم‌تر است که دلایل احساساتتان را بفهمید.

💡 وأوردنا أيضا عناصر جديدة لتبين التطورات خلال السنة المنصرمة.

ما همچنین عناصر جدیدی را برای نشان دادن تحولات در طول سال گذشته گنجانده‌ایم.

💡 من الأفضل أن تشرح الفكرة بوضوح لتبين للطلاب كل خطوة في الحل.

بهتر است ایده را به روشنی توضیح دهید تا هر مرحله از راه حل را به دانش آموزان نشان دهید.

💡 في الاجتماع، استخدم المتحدث أمثلة واقعية لتبين أهمية الالتزام بالمواعيد.

در طول جلسه، سخنران از مثال‌های واقعی برای نشان دادن اهمیت وقت‌شناسی استفاده کرد.

💡 أعدّ المهندس تقريرًا واضحًا لتبين أسباب العطل والحلول الممكنة بسرعة.

مهندس گزارش واضحی تهیه کرد تا به سرعت علل نقص و راه‌حل‌های ممکن را شناسایی کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران