فوت

🌐 پا

این واژه در عربی می‌تواند به معنی «از دست رفتن، سپری شدن، جا ماندن، و نیز مرگ» به‌کار رود. در کاربردهای مختلف، «فوت» گاهی به معنای «از چیزی محروم شدن یا فرصت را از دست دادن» و گاهی در معنای «وفات و مرگ» آمده است.

فعل (verb)

📌 از دست دادن

📌 از خود گذشتن

اسم (noun)

📌 عکس

جمله سازی با فوت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 أعذاره المشوهة لم تستطع إخفاء حقيقة أنه فوت الموعد النهائي.

بهانه‌های پیچیده‌اش نمی‌توانستند این واقعیت را پنهان کنند که مهلت را از دست داده بود.

💡 قال المدرب إن فوت المباراة بسبب الانشغال أمر لا يتكرر كثيرًا.

مربی گفت که از دست دادن مسابقه به دلیل مشغله زیاد، اتفاقی است که خیلی اوقات نمی‌افتد.

💡 اللاعب المصدوم لم يستطع تصديق أنه قد فوت فرصة سهلة كهذه.

بازیکن شوکه شده باورش نمی شد که چنین فرصت آسانی را از دست داده است.

💡 آسف جداً لأنني فوت موعد الزيارة يا عروسي.

عروس خانم، خیلی متاسفم که نتونستم به اینجا سر بزنم.

💡 لا تسمح لـ فوت التفاصيل المهمة أن يفسد نجاح المشروع كله.

نگذارید از قلم افتادن جزئیات مهم، موفقیت کل پروژه را خراب کند.

💡 ‬وبتقولك فوت عليها بكرة يف اللوكيشن ده‬‫الساعة عرشة الصبح‪

او به شما می‌گوید که فردا ساعت ۱۰ صبح به این مکان بیایید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران