وتوفي

🌐 او درگذشت

این صورت می‌تواند «وفات کرد / درگذشت» یا «جانش گرفته شد» معنا بدهد، و بسته به جمله، گاهی به‌صورت مجهول نیز به کار می‌رود؛ یعنی «او وفات یافت». ریشهٔ «توفی» در عربی غالباً به گرفتنِ کاملِ چیزی اشاره دارد و در مورد انسان، به گرفتنِ روح و پایان زندگی دلالت می‌کند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 و درگذشت

📌 او درگذشت

📌 در حال مرگ

📌 او از دنیا رفت

جمله سازی با وتوفي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 في المستشفى، وتوفيَ الرجلُ بهدوءٍ وسط دعاءِ أسرته له.

در بیمارستان، این مرد در میان دعاهای خانواده‌اش، در آرامش درگذشت.

💡 كان أخوه برفقته آنذاك وتوفي على الفور بسبب الانفجار.

برادرش در آن زمان همراه او بود و بر اثر انفجار فوراً درگذشت.

💡 و حوكم لعدم الكفاءة والمعصية و نفي، وتوفي بعد ذلك بوقت قصير، ربما عن طريق الانتحار.

او به جرم بی‌کفایتی و نافرمانی محاکمه و تبعید شد و اندکی پس از آن، احتمالاً بر اثر خودکشی، درگذشت.

💡 وتوفيَ جدي مساءَ الجمعة بعد مرضٍ طويلٍ وصبرٍ جميل.

پدربزرگم عصر جمعه پس از یک دوره طولانی بیماری و صبر جمیل از دنیا رفت.

💡 أخبرونا أن المعلمَ وتوفيَ إثرَ أزمةٍ قلبيةٍ مفاجئة.

به ما گفته شد که معلم در پی حمله قلبی ناگهانی درگذشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران