فطس
🌐 چربی
این واژه در عربی به معنای «مردن، نابود شدن، هلاک شدن» یا در برخی کاربردها «پوزه / بینی پهن» نیز آمده است، اما در کاربرد لغویِ رایجتر، به مرگ یا هلاکت اشاره میکند. بسته به متن، میتواند معنای دقیقش تغییر کند.
فعل (verb)
📌 کشتن
جمله سازی با فطس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سمع المزارع أن القطة فطس ت بعد مرضٍ شديدٍ دام أيامًا.
کشاورز شنید که گربه پس از یک بیماری شدید که چند روز طول کشیده بود، مرده است.
💡 حزن الطفل عندما علم أن الأرنب فطس في الحديقة الصغيرة.
کودک وقتی فهمید که خرگوش در باغچه کوچک مرده است، غمگین شد.
💡 في القرية، قالوا إن السمكة فطس ت بسبب قلة الأكسجين في الماء.
در روستا، گفتند ماهیها به دلیل کمبود اکسیژن در آب مردهاند.