طفس

🌐 تفاس

«طَفَس» واژه‌ای کم‌کاربرد است و در برخی منابع به معانی گوناگونی مثل «کثیف، آلوده، یا ناخوشایند» آمده است. گاهی نیز به حالتی از ناپاکی ظاهری یا وضعیتی نامطلوب اشاره دارد. چون این واژه در عربی معیار خیلی رایج نیست، معنای دقیقش وابسته به متن و منبع است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 تفاس

جمله سازی با طفس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وصلتْ طفس ٌ من العائلاتِ إلى الشاطئِ باكرًا للاستمتاعِ بالهواءِ البحريِّ والمنظرِ الجميلِ.

تعداد زیادی از خانواده‌ها صبح زود به ساحل رسیده بودند تا از هوای دریا و منظره زیبا لذت ببرند.

💡 جلسَ طفس ٌ من الزوارِ في الساحةِ ينتظرونَ بدءَ الفعاليةِ الثقافيةِ بعدَ صلاةِ المغربِ.

گروهی از بازدیدکنندگان پس از نماز مغرب در میدان منتظر شروع این رویداد فرهنگی نشستند.

💡 رأيتُ طفس ًا من الأصدقاءِ يتبادلونَ الحديثَ بحماسٍ عن مباراةِ الأمسِ.

گروهی از دوستان را دیدم که با شور و شوق درباره مسابقه دیروز صحبت می‌کردند.

💡 عملية الاغتيال في طفس يأتي وسط مناخ من التوترات المتصاعدة والمعارضة على وجود وتصرفات النظام السوري وحلفائه.

ترور در طفس در بحبوحه تشدید تنش‌ها و مخالفت با حضور و اقدامات رژیم سوریه و متحدانش رخ می‌دهد.

💡 عندما ضربت البراميل المتفجرة بيتي، انتهى بي الأمر إلى الانتقال إلى طفس والعيش مع بعض الأصدقاء.

وقتی بمب‌های بشکه‌ای به خانه‌ام اصابت کردند، در نهایت به طفس نقل مکان کردم و با چند نفر از دوستانم زندگی کردم.

کلمات مرتبط