احتجاج

🌐 اعتراض

«احتجاج» یعنی دلیل‌خواهی، استدلال، اقامهٔ برهان و اعتراض مستدل. این واژه هم در معنای کلیِ «دلیل آوردن» و هم در معنای «اعتراض همراه با استدلال» به‌کار می‌رود. مثلاً در بحث و مناظره، «الاحتجاج» به فرایند اقامهٔ دلیل برای اثبات یا ردّ یک مطلب اشاره دارد.

اسم (noun)

📌 اعتراض

📌 فریاد اعتراض

جمله سازی با احتجاج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ‬والتقى بأخي كومب وسلمه خطاب احتجاج ضد‬ ‫كومب كان قد سطره منذ ثمانية أعوام وظل يحتفظ به طوال هذه الفترة‪

او با برادر کومب ملاقات کرد و نامه اعتراضی علیه کومب را که هشت سال قبل نوشته بود و در تمام این مدت نگه داشته بود، به او تحویل داد.

💡 قرر مجلس الشيوخ تمرير التشريع بسرعة على الرغم من احتجاج الجمهور.

سنا تصمیم گرفت علیرغم اعتراضات عمومی، این قانون را به سرعت تصویب کند.

💡 وقف النشطاء موقفاً حازماً بتنظيم احتجاج سلمي في وسط المدينة.

فعالان با سازماندهی یک اعتراض مسالمت‌آمیز در مرکز شهر، موضع قاطعی اتخاذ کردند.

💡 حاول المدير تهدئة العمال قبل أن يتحول والسخط إلى احتجاج واسع.

مدیر سعی کرد کارگران را آرام کند، پیش از آنکه نارضایتی به اعتراضی گسترده تبدیل شود.

💡 وتتعلق غالبية هذه الادعاءات بحالات احتجاج أو تظاهر أو تجمعات دينية.

اکثر این اتهامات مربوط به موارد اعتراض، تظاهرات یا تجمعات مذهبی است.

💡 قرروا تأميم المرافق المحلية بعد احتجاج الرأي العام على ارتفاع التكاليف.

آنها پس از اعتراض عمومی به دلیل افزایش هزینه‌ها، تصمیم گرفتند تأسیسات محلی را ملی کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران