اجاز

🌐 اجازه

از ریشه «جاز»، و به‌معنای «اجازه داد، روا دانست، عبور کرد» است. در برخی کاربردها نیز به معنای «امتحان را قبول کرد / پاس کرد» به کار می‌رود.

فعل (verb)

📌 اجازه دادن

📌 اختیار دادن

📌 عبور

📌 اجازه

جمله سازی با اجاز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وللقانون رقم ٣٨٧ الصادر في ٤ كانون الأول ١٩٩٤ الذي اجاز للحكومة الإنضمام الى معاهدة بازل

قانون شماره ۳۸۷ صادر شده در ۴ دسامبر ۱۹۹۴ که به دولت اجازه پیوستن به کنوانسیون بازل را می‌داد

💡 طلب الأب اجاز قصيرة من عمله لزيارة أسرته في القرية.

پدر درخواست مرخصی کوتاهی از محل کارش کرد تا به دیدار خانواده‌اش در روستا برود.

💡 وقد اجاز سياسيو المقاطعة هذا الاجراء يوم الاربعاء بعد سنوات من المحاولات الفاشلة لتمرير تشريع مماثل.

سیاستمداران شهرستان روز چهارشنبه پس از سال‌ها تلاش ناموفق برای تصویب قانون مشابه، این اقدام را تصویب کردند.

💡 حصل الطالب على اجاز من مديره للمشاركة في المؤتمر العلمي خارج المدينة.

دانش‌آموز از مدیرش اجازه گرفت تا در کنفرانس علمی خارج از شهر شرکت کند.

💡 منح الطبيب المريض اجاز أسبوعًا بعد العملية ليستعيد عافيته.

پزشک پس از عمل، یک هفته مرخصی به بیمار داد تا دوران نقاهت را سپری کند.

کلمات مرتبط