طازج

🌐 تازه

«طازج» یعنی «تازه، نو، تازه‌رسیده، تازه‌تهیه‌شده». این واژه برای خوراکی‌ها، میوه‌ها، سبزی‌ها، نان و هر چیزی که تازگی‌اش حفظ شده باشد به‌کار می‌رود. مثلاً «خبز طازج» یعنی «نان تازه» و «سمك طازج» یعنی «ماهی تازه». در فارسیِ رایج هم این واژه به‌صورت «طازج» جا افتاده است.

صفت (adjective)

📌 تازه

📌 تازه ترین

📌 تازه آبگیری شده

📌 جدید

جمله سازی با طازج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نحب الخبز طازج عندما يخرج من الفرن في المساء.

ما دوست داریم نان تازه باشد، وقتی عصر از تنور بیرون می‌آید.

💡 اشترى الرجل خضارًا طازج من السوق الشعبي عند الصباح الباكر.

مرد صبح زود از بازار محلی سبزیجات تازه خرید.

💡 يحب الناس الطعام البلدي لأنه طازج ويحمل نكهة البيت.

مردم غذاهای محلی را دوست دارند چون تازه هستند و طعم خانگی دارند.

💡 اشترينا البن من السوق لأنه طازج ومطحن بعناية.

ما قهوه را از بازار خریدیم چون تازه بود و با دقت آسیاب شده بود.

💡 قدّم النادل عصيرًا طازج للضيوف بعد الوجبة مباشرة.

پیشخدمت بلافاصله بعد از غذا، آبمیوه تازه برای مهمانان سرو کرد.

💡 يفضّل كثير من الناس الطعام محلي الصنع لأنه طازج وأقرب إلى عاداتهم.

بسیاری از مردم غذای خانگی را ترجیح می‌دهند زیرا تازه است و به عادات غذایی آنها نزدیک‌تر است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران