طازجة

🌐 تازه

«طازجة» صورت مؤنثِ «طازج» است و همان معنای «تازه» را می‌دهد، اما برای اسم مؤنث به‌کار می‌رود. مثلاً «فاكهة طازجة» یعنی «میوه‌ی تازه» یا «لحم طازجة» بسته به بافت جمله. این واژه در توصیف هر چیز تازه و نو، به‌ویژه مواد غذایی، کاربرد فراوان دارد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 تازه

📌 تازه ترین

📌 تازگی

📌 تازه تر

جمله سازی با طازجة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قال البائع إن كبيسة اليوم طازجة ومناسبة لحفظ الطعام لمدة أطول.

فروشنده گفت که ترشی امروز تازه است و برای نگهداری غذا برای مدت طولانی‌تری مناسب است.

💡 نزرع الخضروات في الحديقة الخلفية لتكون طازجة كل صباح.

ما در باغچه پشتی سبزیجات می‌کاریم تا هر روز صبح تازه باشند.

💡 ما أجمل نكة القهوة حين تكون طازجة ومعتدلة.

چقدر طعم قهوه وقتی تازه و ملایم باشد، فوق‌العاده است.

💡 وصلت الأسماك طازجة إلى الميناء بعد رحلة قصيرة من البحر.

ماهی‌ها پس از طی مسافت کوتاهی از دریا، تازه به بندر رسیدند.

💡 أكلتُ كتير ًا من الفاكهة في الصيف لأنها كانت طازجة ولذيذة.

من در تابستان میوه زیاد می‌خوردم چون تازه و خوشمزه بود.

💡 اشترت الأسرة خضروات طازجة لغذ الأسبوع كله من السوق المحلي.

خانواده سبزیجات تازه را برای کل هفته از بازار محلی خریدند.

💡 كانت البنة طازجة ومناسبة للطبخ بعد أن فحصها البائع.

لوبیاها تازه بودند و پس از بررسی توسط فروشنده، برای پخت و پز مناسب بودند.

💡 كانت الفاكهة طازجة فوق الطاولة، لذلك تناولها الأطفال بسرعة.

میوه تازه روی میز بود، بنابراین بچه‌ها سریع آن را خوردند.

💡 اشترى البائع كشمّا طازجة من السوق صباحًا وباعها بسرعة كبيرة.

فروشنده صبح از بازار کشمه تازه خرید و خیلی سریع فروخت.

کلمات مرتبط