الطازج
🌐 تازه
جمله سازی با الطازج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كان غالم الخبز الطازج يملأ المطبخ برائحة جميلة في الصباح.
بوی نان تازه، صبحها آشپزخانه را با عطری دلانگیز پر میکرد.
💡 يفضّل بعض الناس الغموس الطازج مع الخبز العربي في الإفطار.
بعضی افراد ترجیح میدهند برای صبحانه از سس تازه به همراه نان عربی استفاده کنند.
💡 احضرت أمي الخبز الطازج من المخبز قبل أن نستيقظ جميعًا.
مادرم قبل از اینکه همه ما بیدار شویم، نان تازه از نانوایی آورد.
💡 يفضّل كثير من الناس الطعام الطازج لأنه يعطي طعمًا أفضل ويبدو أكثر صحةً ونظافةً.
بسیاری از مردم غذای تازه را ترجیح میدهند زیرا طعم بهتری دارد و سالمتر و تمیزتر به نظر میرسد.
💡 اشترى البائع الريحانَ الطازج من السوق ليستخدمه في إعداد الطعام.
فروشنده ریحان تازه را از بازار خرید تا در تهیه غذا از آن استفاده کند.
💡 حاولتُ أن أتجاهل اجلوع، لكن رائحة الخبز الطازج جعلتني أضعف فورًا.
سعی کردم گرسنگی را نادیده بگیرم، اما بوی نان تازه فوراً مرا ضعیف کرد.
💡 شرب الأطفال العصير الطازج بعد العودة من المدرسة في يومٍ حار.
بچهها بعد از برگشتن از مدرسه در یک روز گرم، آبمیوه تازه نوشیدند.
💡 انتشرت رائحة الخبز الطازج في المطبخ منذ الصباح الباكر.
از صبح زود بوی نان تازه در آشپزخانه پیچیده بود.
💡 اشترت الأم الكعك الطازج من المخبز صباحًا.
مادر صبح از نانوایی کیک تازه خرید.
💡 اشترينا الکرز الطازج من البائع الذي جاء صباحًا إلى الحي.
از دستفروشی که صبح به محله آمده بود، گیلاس تازه خریدیم.
💡 اشتريتُ اللحم الطازج من السوق صباحًا.
من امروز صبح از بازار گوشت تازه خریدم.