الطري

🌐 نرم

به معنای تازه، نرم، لطیف و نپخته یا هنوز خشک نشده است. مثلاً درباره‌ی غذا، گیاه، یا چیزی که تازگی و نرمی خود را حفظ کرده باشد به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 نرم

📌 مناقصه

📌 خفیف

📌 لاغر

📌 کرکی

📌 گلدان

جمله سازی با الطري

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اشتهر المطعم بتقديم الأرز المندي مع اللحم الطري والبهارات الخاصة.

این رستوران به خاطر سرو برنج مندی با گوشت نرم و ادویه‌های مخصوصش معروف است.

💡 كان اللحم الطري أسهل في الطهي من غيره.

گوشت نرم و لطیف راحت‌تر از انواع دیگر پخته می‌شد.

💡 يفضل الأطفال الجبن الطري مع الإفطار.

بچه‌ها پنیر نرم را به همراه صبحانه ترجیح می‌دهند.

💡 ‬ق ادني الطري ق‬ ‫وغضبي إلى محطة القطار ومن هناك إلى شقة‬ ‫لطيف‪.

جاده و خشم من مرا به ایستگاه قطار و از آنجا به یک آپارتمان خوب رساند.

💡 اشتريت الخبز الطري من المخبز في الصباح الباكر.

صبح زود از نانوایی نان نرم خریدم.

💡 ‫وصلت إلى منزل خشبي في أول الطري ق‬ ‫الزراعي‪

به خانه ای چوبی در ابتدای جاده کشاورزی رسیدم.

💡 ‬اقرتب الطري من النافذة وفتح منقاره‬ ‫وقال «مرحبا يا ربيع‪».

پرنده به پنجره نزدیک شد، نوکش را باز کرد و گفت: «سلام بهار.»

💡 ‫ُ‬ ‫ُ‬ ‫ق‬ ‫نغوص في متاهة‬ ‫نحن العقالء عندما‬ ‫ُ‬ ‫نبحث عن الطري ِ‬ ‫ُ‬ ‫صديق دربنا‪.

ما، خردمندان، وقتی در جستجوی راه، دوست سفرمان هستیم، در هزارتو فرو می‌رویم.

کلمات مرتبط