شده

🌐 شدت

«شِدَه» یا «شَدَة» در عربی می‌تواند صورت‌های مختلفی داشته باشد، اما «شده» به این شکل، بیشتر به عنوان صورت نوشتاریِ نادر یا ناقص دیده می‌شود و به‌تنهایی معنای روشن و مستقلی ندارد. اگر منظور «شِدَّة» باشد، معنی آن «سختی، شدت، سخت‌گیری، تندی یا قدرت زیاد» است. بنابراین در فهم آن باید دقت کرد که آیا مقصود همان «شدة» است یا نه.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 کشیده شده

جمله سازی با شده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كاد الذي سمعَ الخبرَ أن يصدّقَه من شدة غرابته.

شخصی که خبر را شنیده بود، به دلیل عجیب بودن آن، تقریباً آن را باور کرد.

💡 غضب الشاب حتى كاد أن احطم الكرسي من شدة الانفعال.

مرد جوان چنان عصبانی شد که از شدت خشم نزدیک بود صندلی را بشکند.

💡 عند الباب، فشح الطفلُ شعرَه المبللَ من شدة المطر.

دم در، کودک موهایش را که از باران شدید خیس شده بود، شانه زد.

💡 كانت شفایه متشققة من شدة البرد في الصباح الباكر.

لب‌هایش از شدت سرمای صبح زود ترک خورده بود.

💡 ‫ما شده إىل فتاته الجداويّة أنها مل تكن كغريها من النساء املطلقات‪

چیزی که او را به دختر جده‌اش جذب کرد این بود که او مانند دیگر زنان مطلقه نبود.

💡 عندما سمع الخبر المفاجئ، فنطس الصبي إلى الأمام من شدة الدهشة.

پسرک وقتی این خبر غافلگیرکننده را شنید، با حیرت از جا پرید.

💡 زفر الطفل من شدة التعب، ثم نام سريعًا على المقعد القريب.

کودک از خستگی آهی کشید، سپس به سرعت روی صندلی نزدیک به خواب رفت.

💡 ارتفع الطلب على الماء قد اليوم مع شدة الحرارة.

امروزه به دلیل گرمای شدید، تقاضا برای آب افزایش یافته است.

💡 قدّم الطبيب تشخيصاً واضحاً، لكن المريض شعر ببعض الشكس من شدة الألم.

پزشک تشخیص واضحی داد، اما بیمار از شدت درد کمی احساس ناراحتی می‌کرد.

💡 كاد حتى يسمعُ الصوتَ من شدة الضجيج في الشارع.

به خاطر سر و صدای زیاد خیابان، تقریباً می‌توانست صدا را بشنود.

💡 بقي الطفل مستيقظًا، كانت حتی نام على الكرسي من شدة التعب.

کودک بیدار ماند، تا اینکه از شدت خستگی روی صندلی خوابش برد.

💡 شافته في المطار بعد غيابٍ طويل، فدمعت عيناها من شدة الفرح.

او پس از مدت‌ها غیبت، او را در فرودگاه دید و چشمانش از شادی پر از اشک شد.

کلمات مرتبط