الشدید

🌐 شدید

این واژه همان «الشديد» است که به صورت «شدید» در فارسی هم شناخته می‌شود و معنای «سخت و قوی» دارد. در کاربردهای قرآنی و ادبی نیز برای تأکید بر قدرت، سخت‌گیری یا شدت به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 شدید

📌 افراطی

📌 قوی

📌 جدی

📌 سنگین

جمله سازی با الشدید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عندما تعرضا للبرد الشديد، أسرعا إلى البحث عن مأوى دافئ.

وقتی در معرض سرمای شدید قرار گرفتند، به سرعت به دنبال سرپناهی گرم گشتند.

💡 لاحظ الجميع تعلقُه الشديد بالموسيقى منذ سنوات الطفولة.

از همان دوران کودکی، همه متوجه دلبستگی عمیق او به موسیقی بودند.

💡 توقعنا أن تصل الحافلة في الوقت المحدد، لكن الازدحام الشديد أخّرها كثيرًا.

انتظار داشتیم اتوبوس سر وقت برسد، اما ترافیک سنگین آن را حسابی معطل کرد.

💡 تمنيت لو أنني حضرت اللقاء، لكنني وصلت متأخرًا بسبب الزحام الشديد.

کاش در جلسه شرکت کرده بودم، اما به دلیل ترافیک سنگین دیر رسیدم.

💡 سأل المدير عن النایية التي حضرت الاجتماع متأخرةً بسبب الازدحام الشديد.

مدیر درباره دانشجوی دختری که به دلیل ترافیک سنگین دیر به جلسه رسیده بود، پرسید.

💡 قد تكون لا تريد السفر اليوم بسبب التعب الشديد.

ممکن است امروز به دلیل خستگی مفرط، تمایلی به سفر نداشته باشید.

💡 نصح الطبيب المريض بالراحة لتجنب الإرهاق الشديد.

پزشک به بیمار توصیه کرد که برای جلوگیری از خستگی بیش از حد، استراحت کند.

💡 برح الناسُ السوقَ بعد هطول المطر الشديد.

مردم پس از باران شدید بازار را ترک کردند.

💡 اشتريتُ الماء بزجاجة صغيرة من المحطة لأنني كنت أشعر بالعطش الشديد.

چون خیلی تشنه بودم، از ایستگاه، آب را در یک بطری کوچک خریدم.

💡 كان الطفل يشتكي من تورم اللَّوْزَتَان بعد الزكام الشديد.

کودک از تورم لوزه‌ها پس از یک سرماخوردگی شدید شکایت داشت.

💡 عبّر المدير عن الأسف الشديد بسبب الخطأ غير المقصود.

مدیر از این اشتباه غیرعمدی عمیقاً ابراز تاسف کرد.

💡 استغرقت الرحلة نحو الأربعين دقيقة بسبب الازدحام الشديد.

به دلیل ترافیک سنگین، سفر حدود چهل دقیقه طول کشید.

کلمات مرتبط