سيارته من
🌐 ماشین او از
دیکشنری عربی به فارسی
📌 ماشینش از
جمله سازی با سيارته من
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سار لمسافة طويلة لإحضار سيارته من ورشة الإصلاح.
او مسافت زیادی را پیاده رفت تا ماشینش را از تعمیرگاه برگرداند.
💡 وفي وقت سابق، منع عشرات من مؤيديه سيارته من مغادرة المكان.
پیش از این، دهها نفر از هواداران او مانع از خروج خودروی حامل او از منطقه شده بودند.
💡 خرج سيارته من موقف الفندق متجهًا إلى المطار بسرعة.
ماشینش را از پارکینگ هتل بیرون آورد و با سرعت به سمت فرودگاه حرکت کرد.
💡 تحركت سيارته من أمام المنزل بعد أن أنهى زيارته القصيرة.
بعد از اینکه بازدید کوتاهش تمام شد، ماشینش از جلوی خانه دور شد.
💡 قرر فصل سيارته من السحب بسحبه بسيطة.
او تصمیم گرفت با یک کشش ساده ماشینش را از یدککش جدا کند.
💡 لم أعد أرى سيارته من بعيد بسبب الزحام الكثيف.
به خاطر ترافیک سنگین دیگر نمی توانستم ماشینش را از دور ببینم.