سيارتي
🌐 ماشین من
دیکشنری عربی به فارسی
📌 ماشین من
📌 وسیله نقلیه من
📌 مال من
📌 ماشینهای ما
جمله سازی با سيارتي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تحتاج سيارتي إلى فحص سريع قبل السفر.
ماشین من قبل از سفر نیاز به یک بررسی سریع دارد.
💡 أرهن سيارتي في البنك للحصول على قرض.
من ماشینم را در رهن بانک گذاشتم تا وام بگیرم.
💡 أوقفت سيارتي بجانب الرصيف ثم دخلت إلى المكتب.
ماشینم را کنار خیابان پارک کردم و بعد وارد دفتر شدم.
💡 أريد أن أبيع سيارتي القديمة هذا الشهر.
من میخواهم این ماه ماشین قدیمیام را بفروشم.
💡 سألني الصغير: ووين ذهبت سيارتي الصغيرة؟
پسر کوچولو از من پرسید: ماشین کوچولوی من کجا رفت؟
💡 ذاك الرجل ساعدني عندما تعطلت سيارتي في الطريق.
آن مرد وقتی ماشینم در جاده خراب شد به من کمک کرد.
💡 قووادتني خطواتي إلى المكان الذي وضعت سيارتي به باألمس حين أتيوت.
قدمهایم مرا به جایی رساند که دیروز وقتی رسیدم، ماشینم را آنجا پارک کرده بودم.