سيارتها
🌐 ماشین او
دیکشنری عربی به فارسی
📌 ماشین او
📌 وسیله نقلیه او
جمله سازی با سيارتها
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قررت أن تبيع سيارتها القديمة بعد أن كثرت أعطالها في الأشهر الأخيرة.
او تصمیم گرفت ماشین قدیمیاش را پس از اینکه در ماههای اخیر دچار خرابیهای متعدد شده بود، بفروشد.
💡 أرسلت سيارتها إلى الورشة لإصلاح العطل في المحرك.
او ماشینش را برای تعمیر نقص موتور به تعمیرگاه فرستاد.
💡 انزلقت سيارتها على الطريق لأنها كانت تفتقر إلى إطارات الثلج.
ماشین او به دلیل نداشتن لاستیک مخصوص برف روی جاده لیز خورد.
💡 تفتخر سيارتها باستهلاك وقود استثنائي، مما يجعلها اقتصادية للغاية.
ماشین او مصرف سوخت فوقالعادهای دارد و همین آن را بسیار اقتصادی میکند.
💡 أعجبتني سيارتها لأنها صغيرة وتستهلك وقودًا قليلًا.
من ماشین او را دوست داشتم چون کوچک بود و سوخت کمی مصرف میکرد.
💡 كانت سيارتها متوقفة قرب السوق منذ الصباح.
ماشینش از صبح نزدیک بازار پارک شده بود.