رافق
🌐 همراهی کردن
فعل (verb)
📌 اسکورت
📌 همراهی کردن
📌 بیا کنار
جمله سازی با رافق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سيكون أمرا رائعا إذا كان صديقك رافق لك.
اگر دوستت هم همراهت باشد عالی میشود.
💡 تعلّم الطفل معنى الشعيرة عندما رافق والده إلى المكان المقدس.
کودک وقتی پدرش را تا آن مکان مقدس همراهی کرد، معنای این آیین را آموخت.
💡 جذب الفيلم المشاهدين بسبب والغموض الذي رافق الأحداث حتى النهاية.
این فیلم به دلیل رمز و رازی که تا پایان با وقایع همراه بود، بینندگان را به خود جذب کرد.
💡 حسنا، أنا من الأفضل أن عندي أنت رافق طابق سفلي، ثمّ.
خب، پس ترجیح میدم تا طبقه پایین همراهیم کنی.
💡 كانت الطائرة الورقية المزهوة بكل ألوانها حلمه الجميل الذي رافق طفولته كلما رأى مثيالً لها
بادبادک خوش رنگ، رویای زیبای او بود که در تمام دوران کودکی هر زمان که نمونه ای از آن را می دید، همراهش بود.