ترافق
🌐 همراه
فعل (verb)
📌 همراهی کردن
📌 همراه باشد
اسم (noun)
📌 ترکیب شده
📌 انجمن
جمله سازی با ترافق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ترافق ترافق الوفد الرسمي الشرطة أثناء زيارته للمواقع الحساسة في المدينة.
این هیئت رسمی در جریان بازدید از مکانهای حساس شهر، توسط پلیس همراهی میشد.
💡 قد ترافق ترافق الحمى أعراض أخرى مثل السعال والتعب العام.
تب ممکن است با علائم دیگری مانند سرفه و خستگی عمومی همراه باشد.
💡 ترافق ترافق الأم ابنتها إلى المدرسة كل صباح قبل أن تذهب إلى عملها.
مادر هر روز صبح قبل از رفتن به سر کار، دخترش را تا مدرسه همراهی میکند.
💡 كما ترافق الوجبات مجموعة من أنواع النبيذ.
وعدههای غذایی نیز با مجموعهای از شرابها همراه هستند.
💡 في الصغر تتكوّن العادات الأولى التي ترافق الإنسان طوال حياته.
در دوران کودکی، اولین عادتها شکل میگیرند که در طول زندگی فرد را همراهی میکنند.