مرافقة
🌐 اسکورت
اسم (noun)
📌 اسکورت
📌 همراه
📌 همراهی
📌 اسکورت کردن
📌 پشتیبانی
📌 شرکت
جمله سازی با مرافقة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لا أحد من السيّافة يموت في مهمة مرافقة عادية
هیچ یک از اسکورتها در یک ماموریت اسکورت روتین نمیمیرند.
💡 تمت مرافقة الدبلوماسي خارج البلاد تحت التهديد بالسلاح أثناء الانقلاب.
این دیپلمات در جریان کودتا با تهدید اسلحه از کشور خارج شد.
💡 سافرت العائلة مع مرافقة مرشد سياحي خلال الجولة.
این خانواده در طول تور با یک راهنمای تور سفر کردند.
💡 طلبت الأم مرافقة ابنتها إلى الطبيب في الصباح.
مادر درخواست کرد که صبح دخترش را برای مراجعه به پزشک همراهی کند.
💡 كانت مرافقة الضيف الرسمي ضرورية طوال الحفل.
مهمان رسمی در تمام طول مراسم همراهی میشد.
💡 وهذه المواقع يحظر علي وصولها دون مرافقة والدي
من بدون همراهی والدینم اجازه دسترسی به این سایتها را ندارم.