ذهب من
🌐 او رفت از
دیکشنری عربی به فارسی
📌 طلا از
📌 رفته از
📌 او رفت از
📌 او از
جمله سازی با ذهب من
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ثم ذهب من امامه ودلف الى مكتبه فنظر قاسم لمنى قائال :مش عايز اشوف وشك فى مكان فاهمة.
سپس از او فاصله گرفت و داخل دفترش رفت. قاسم به مونا نگاه کرد و گفت: نمیخوام هیچ جا قیافهات رو ببینم، فهمیدی؟
💡 ذهب من كان أكبر أحتياجاتهُ في الحياة أن يراني سعيدةُ
کسی که بزرگترین نیاز زندگیش دیدن خوشحالی من بود، رفته است.
💡 ذهب من السوقِ إلى المدرسةِ مباشرةً ليُسلِّمَ الأوراقَ المطلوبة.
او مستقیماً از بازار به مدرسه رفت تا مدارک مورد نیاز را تحویل دهد.
💡 قاعدة البيانات هذه هي منجم ذهب من المعلومات لمشروع بحثنا.
این پایگاه داده، منبعی غنی از اطلاعات برای پروژه تحقیقاتی ما است.
💡 ذهب من هنا عددٌ كبيرٌ من الزوارِ بعدَ انتهاءِ الفعالية.
تعداد زیادی از بازدیدکنندگان پس از پایان مراسم اینجا را ترک کردند.
💡 ذهب من المنزلِ في وقتٍ مبكرٍ حتى لا يتأخرَ عن القطار.
او زود از خانه بیرون رفت تا دیر به قطار نرسد.