دانا
🌐 دانا
«دانا» در فارسی و نیز در برخی کاربردهای عربیمآب به معنای «آگاه»، «عاقل»، «بسیار دانا» و «خردمند» است. این واژه بیشتر یک صفت ستایشی است برای کسی که دانش، فهم و بینش بالایی دارد. در فارسی، «دانا» از واژههای بسیار شناختهشده است و در ترکیبهایی مانند «مرد دانا» یا «حکیم و دانا» به معنای فرد خردمند و آگاه به کار میرود.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 دانا
📌 دی آنا
📌 دونا
جمله سازی با دانا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 كانت دانا تعملُ في المكتبةِ طوالَ النهار.
دانا تمام روز در کتابخانه کار کرد.
💡 الهجوم ضد منظمة العفو الدولية كان اخر قشة ، قالت دانا انغلتون، نائبة مدير القسم التكنولوجي في المنظمة.
دانا اینگلتون، معاون مدیر فناوری عفو بینالملل، گفت حمله علیه این سازمان، آخرین تیر ترکش بود.
💡 التقيتُ دانا عند بابِ الجامعةِ قبل بدءِ المحاضرة.
قبل از شروع سخنرانی، دانا را جلوی در دانشگاه ملاقات کردم.
💡 أخبرتني دانا أنها ستشاركُ في المسابقةِ الأسبوعَ القادم.
دانا به من گفت که هفته آینده در مسابقه شرکت خواهد کرد.