اباه

🌐 پدرش

«اباه» معمولاً از «أباه» یا «أباهُ / أباهِ» به‌صورت وابسته به ضمیر به معنی «پدرِ او / پدرش» فهمیده می‌شود. در عربی، واژه «أب» با ضمیرهای پیوسته ترکیب می‌شود و معنای نسبت خانوادگی می‌دهد. در فارسی نیز این را «پدرش» یا «پدر او» ترجمه می‌کنند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 پدرش

📌 بابای خوب قدیمی

جمله سازی با اباه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كما يمكن الابن من ان يرث اباه بعمل السحر.

همچنین ممکن است پسر با استفاده از جادو از پدرش ارث ببرد.

💡 لقد اتيت مع اباه هنا لزيارته, ونحن نقضي احلى الأوقات هنا في المدينة الكبيرة.

من با پدرش به اینجا آمدم تا او را ببینم، و ما اینجا در این شهر بزرگ بهترین اوقات را سپری می‌کنیم.

💡 سأل الطفلُ اباه عن سبب تأخره في العودة إلى البيت.

کودک از پدرش پرسید که چرا دیر به خانه برگشته است.

💡 جلس اباه في الحديقة يقرأ الجريدة بينما كانت العائلة تتناول الإفطار.

پدرش در باغ نشسته بود و روزنامه می‌خواند، در حالی که خانواده صبحانه می‌خوردند.

💡 رافق الشابُّ اباه إلى المستشفى للاطمئنان على صحته.

مرد جوان پدرش را برای بررسی وضعیت سلامتی‌اش به بیمارستان برد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران