حکيمة
🌐 خردمند
اسم (noun)
📌 خردمند
📌 خرد
📌 حکیم
جمله سازی با حکيمة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ظهرت دينارزاد في الحكايات القديمة كأميرة حكيمة وذكية.
دینارزاد در داستانهای کهن به عنوان یک شاهزاده خانم خردمند و باهوش ظاهر میشد.
💡 كانت الأم حكيمة في تعاملها مع أبنائها، فتجمع بين الحزم واللطف.
مادر در رفتارش با فرزندانش خردمند بود و قاطعیت و مهربانی را با هم ترکیب میکرد.
💡 اتخذتْ الشركة خطوة حكيمة قبل الدخول في السوق الجديد.
این شرکت قبل از ورود به بازار جدید، گام عاقلانهای برداشت.
💡 بدا القرار حكيمة لأن نتائجه ظهرت لاحقًا وكانت ممتازة للجميع.
این تصمیم عاقلانه به نظر میرسید زیرا نتایج آن بعداً ظاهر شد و برای همه عالی بود.
💡 تعتمد الشركة على قيادة حكيمة لتحقيق النمو المستدام في الأسواق المحلية والدولية.
این شرکت برای دستیابی به رشد پایدار در بازارهای محلی و بینالمللی، به رهبری خردمندانه متکی است.