حکيمتين
🌐 دو زن خردمند
این نیز مثنّیِ مؤنثِ «حکيمة» است، اما در حالت نصب یا جر میآید و معنای آن همچنان «دو زن خردمند» است. تفاوت آن با «حکيمتان» فقط در حالت دستوری عربی است، نه در معنا. در فارسی معمولاً هر دو را یکسان ترجمه میکنیم: «دو زن دانا» یا «دو بانوی فرزانه».
جمله سازی با حکيمتين
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 استمعتُ إلى حكيمتين تتحدثان عن خبرتهما في إدارة الوقت والعمل الجماعي.
من به دو زن خردمند گوش دادم که در مورد تجربه خود در مدیریت زمان و کار تیمی صحبت میکردند.
💡 اعتمد الفريق على رأي حكيمتين في اختيار الخطة الأنسب للمشروع.
این تیم برای انتخاب مناسبترین طرح برای پروژه، به نظر دو زن خردمند تکیه کرد.
💡 قابلتُ حكيمتين في المهرجان الثقافي، وكان حديثهما مليئًا بالنصائح المفيدة.
من در جشنواره فرهنگی با دو زن خردمند آشنا شدم و گفتگوی آنها پر از توصیههای مفید بود.