حکيمان

🌐 دو مرد خردمند

این واژه جمعِ «حکيم» در عربی است و به معنای «حکیمان»، «فرزانگان» یا «دانایان» می‌باشد. به چند فرد خردمند، دانشمند یا دارای فهم عمیق گفته می‌شود. در فارسی نیز دقیقاً همین معنا را می‌دهد و معمولاً برای احترام به جمعی از اهل دانش و خرد به‌کار می‌رود.

جمله سازی با حکيمان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 التقى حكيمان من البلدة القديمة لبحث مشكلة المياه وتقاسم الموارد بشكل عادل.

دو مرد خردمند از شهر قدیمی برای بحث در مورد مشکل آب و تقسیم عادلانه منابع با هم ملاقات کردند.

💡 وقف حكيمان أمام الناس يشرحان أهمية التعاون بدل النزاع المستمر.

دو مرد خردمند در مقابل مردم ایستادند و اهمیت همکاری را به جای درگیری مداوم توضیح دادند.

💡 جلس حكيمان في المجلس يناقشان المسألة بوعيٍ وصبرٍ حتى توصلا إلى اتفاق.

دو مرد خردمند در شورا نشستند و با تأمل و صبر در مورد این موضوع بحث کردند تا به توافق رسیدند.

کلمات مرتبط