حاربت
🌐 من جنگیدم.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 جنگید
📌 مبارزه کردن
📌 تو میجنگی
📌 مبارزه کرد
جمله سازی با حاربت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وأنني حاربت أغلب اصدقائي ألنهم ما زالوا يتناولونها
و من با بیشتر دوستانم دعوا کردم چون آنها هنوز آن را مصرف میکنند.
💡 حاربت الأمُّ التعبَ كي تُنهيَ أعمالَ البيتِ وتعتنيَ بأطفالِها.
مادر با خستگی مبارزه میکرد تا بتواند کارهای خانه را تمام کند و از فرزندانش مراقبت کند.
💡 حاربت الشركةُ الفسادَ الداخليَّ وطبّقتْ نظامًا أكثرَ شفافيةً.
این شرکت با فساد داخلی مبارزه کرد و سیستم شفافتری را اجرا کرد.
💡 ذلك الذي حاربت ب ِه َ دواءك الذي تبحث عنه وألخبرك أن جئتك اليوم ألكسر قلقك
آن چیزی که با آن جنگیدی، دارویی که به دنبالش هستی، و اینکه به تو بگویم امروز نزد تو آمدهام تا اضطرابت را از بین ببرم
💡 حاربت الطبيبةُ المرضَ بكلِّ ما تستطيعُ من خبرةٍ وصبرٍ.
دکتر با تمام تجربه و صبری که در توان داشت، با این بیماری مبارزه کرد.
💡 قال عبد الرسول :أنا زول جماهد حاربت يف اجلنوب
عبدالرسول گفت: من مجاهدی هستم که در جنوب جنگیدهام.