تنقل

🌐 انتقال

از ریشه نقل به معنای جابه‌جا کردن، منتقل کردن، انتقال دادن یا نقل‌کردن است. این واژه می‌تواند یعنی «تو منتقل می‌کنی، جابه‌جا می‌کنی، یا بازگو می‌کنی» و هم در انتقال فیزیکی و هم در روایت و نقل خبر کاربرد دارد.

اسم (noun)

📌 تحرک

📌 جنبش

📌 ناوبری

فعل (verb)

📌 پیمایش

📌 انتقال دادن

📌 رساندن

جمله سازی با تنقل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 أمي تنقل النباتات إلى الداخل عندما يشتد البرد.

مادرم وقتی هوا خیلی سرد می‌شود، گیاهان را به داخل خانه منتقل می‌کند.

💡 وسائل الإعلام تنقل الأخبار بسرعة كبيرة هذه الأيام.

این روزها رسانه‌ها خیلی سریع اخبار را منتشر می‌کنند.

💡 تعتمد املدينة على شبكة مواصلات متطورة، مما يسهل تنقل السكان بين الأحياء المختلفة.

این شهر به یک شبکه حمل و نقل پیشرفته متکی است که جابجایی ساکنان بین محله‌های مختلف را تسهیل می‌کند.

💡 شاهدنا دورية الإسعاف وهي تنقل المصاب إلى المستشفى بشكل عاجل.

ما گشت آمبولانس را دیدیم که مصدوم را فوراً به بیمارستان منتقل می‌کرد.

💡 اشترت الأسرة سيارة صغيرة للجامعة لتسهيل تنقل الابن بين المحاضرات.

خانواده یک ماشین کوچک برای دانشگاه خریدند تا رفت و آمد پسرشان بین کلاس‌ها آسان‌تر شود.

💡 في السوق، رأيت حمالتٍ كثيرة تنقل البضائع بين المحلات والمخازن.

در بازار، باربرهای زیادی را دیدم که اجناس را بین مغازه‌ها و انبارها حمل می‌کردند.

💡 لا تبيع الهاتف قبل أن تنقل ملفاتك المهمة إلى جهاز آخر.

قبل از انتقال فایل‌های مهم خود به دستگاه دیگر، گوشی را نفروشید.

💡 افتُتحت محطة جديدة في الحي لتسهيل تنقل السكان يوميًا.

یک ایستگاه جدید در این محله افتتاح شده است تا رفت و آمد روزانه ساکنان را تسهیل کند.

کلمات مرتبط