تصوير في
🌐 عکاسی در
فعل (verb)
📌 شلیک کن
دیکشنری عربی به فارسی
📌 فیلمبرداری در
جمله سازی با تصوير في
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كاميرا الأشعة تحت الحمراء هو كاميرا المراقبة التي يمكن تصوير في الظلام.
دوربین مادون قرمز نوعی دوربین نظارتی است که میتواند در تاریکی مطلق فیلمبرداری کند.
💡 يفضل الفريق الطبي أن يتم تصوير في غرفة الأشعة تحت إشراف مختص.
تیم پزشکی ترجیح میدهد که تصویربرداری در اتاق رادیولوژی و زیر نظر متخصص انجام شود.
💡 جرى تصوير في المستشفى بعد الحادث مباشرة للاطمئنان على حالة المصاب.
بلافاصله پس از حادثه، در بیمارستان عکسی گرفته شد تا وضعیت مصدوم بررسی شود.
💡 يش رح أح دهم ممارس ته الجنس ية بالصوت والصورة كاملة وقد يبرز تصوير في ديو لذلك
یکی از آنها عمل جنسی خود را با صدا و تصویر کامل توضیح میدهد و ممکن است یک فیلم ضبط شده از آن ظاهر شود.
💡 تم تصوير في الموقع صباحًا بسبب الحاجة إلى توثيق آثار الانهيار.
به دلیل نیاز به مستندسازی اثرات فروپاشی، فیلمبرداری صبح در محل انجام شد.