تسرب

🌐 نشت

از ریشه «سرب» به معنای نفوذ کردن، نشت کردن یا به‌تدریج خارج شدن است؛ مثلاً وقتی مایعی از جایی به آرامی بیرون می‌رود یا خبری به‌طور پنهانی پخش می‌شود، از این واژه یا مشتقات آن استفاده می‌شود.

اسم (noun)

📌 نشت

📌 ترک تحصیل

فعل (verb)

📌 آبشویی

📌 نشت کردن

اسم / فعل (noun / verb)

📌 نشت

📌 تراوش کردن

جمله سازی با تسرب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 حدث تسرب بسيط للماء من السقف أثناء الليل بسبب الأمطار الغزيرة.

به دلیل بارش شدید باران، شب هنگام مقداری آب از سقف چکه کرد.

💡 أصبحت الساحة موحلة بسبب تسرب المياه من الأنابيب القديمة.

حیاط به دلیل نشت آب از لوله‌های قدیمی، گل‌آلود شد.

💡 وکف السقف عن تسرب الماء بعد إصلاح الأنابيب.

بعد از تعمیر لوله‌ها، نشت آب از سقف متوقف شد.

💡 رُصد انخساف بسيط قرب المبنى بعد تسرب المياه من الأنابيب.

پس از نشت آب از لوله‌ها، یک گودال کوچک در نزدیکی ساختمان مشاهده شد.

💡 أصلح المهندس شبكة المياه بعد أن حدث تسرب في الشارع الرئيسي.

مهندس پس از وقوع نشتی در خیابان اصلی، شبکه آب را تعمیر کرد.

💡 لاحظنا المياا على الأرض بعد تسرب الأنبوب، فأغلق الفني الصمام فورًا.

بعد از نشت لوله متوجه آب روی زمین شدیم، بنابراین تکنسین فوراً شیر آب را بست.

💡 كانت الاجتماعات سکريت بسبب حساسية الموضوع وخوفًا من تسرب المعلومات.

این جلسات به دلیل حساسیت موضوع و ترس از درز اطلاعات، مخفیانه برگزار شد.

💡 كان الهواء السام ينتشر قرب المصنع بسبب تسرب بعض المواد الكيميائية.

به دلیل نشت برخی مواد شیمیایی، هوای سمی در نزدیکی کارخانه در حال گسترش بود.

💡 ‬التف‬ ‫إيليا‬ ‫فانتظرهتا أن تسرب يل مبا يف قلبها.

ایلیا برگشت و منتظر ماند تا او هر چه در دلش بود بیرون بریزد.

💡 اتخذت الحكومةُ إجراءاتٍ سريعة لحماية الشواطئ من التلوث بعد تسرب المواد النفطية.

دولت پس از نشت نفت، اقدامات سریعی را برای محافظت از سواحل در برابر آلودگی انجام داد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران