الابتسامة

🌐 لبخند

این واژه به معنی «لبخند» است و یکی از رایج‌ترین نام‌ها برای حالت خوشحالی، آرامش یا صمیمیت در چهره است. «ابتسامة» اسمِ مفردِ مؤنث است و در عربی بسیار پرکاربرد بوده و هم در زبان روزمره و هم در ادبیات دیده می‌شود.

اسم (noun)

📌 لبخند

📌 لبخند زدن

📌 پوزخند

جمله سازی با الابتسامة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 انتشرت وا الابتسامة بين الحاضرين بعد سماع الخبر السعيد.

پس از شنیدن خبر خوب، لبخند بر لبان حاضران نقش بست.

💡 كان وجهه من بعيد يلفت النظر بسبب الابتسامة والهدوء في ملامحه.

چهره‌اش از دور به خاطر لبخند و آرامشی که در چهره‌اش موج می‌زد، چشم‌نواز بود.

💡 ظهرت الابتسامة على وجه الأم عندما سمعت خبر نجاح ابنها.

با شنیدن خبر موفقیت پسرش، لبخندی بر لبان مادر نقش بست.

💡 تميزت المذيعة الابتسامة الهادئة وهي تقدم النشرة المسائية.

لبخند آرام مجری برنامه هنگام ارائه اخبار عصرگاهی، او را متمایز می‌کرد.

💡 تبلجت الابتسامة على وجه الطفل عندما رأى أمه تدخل الغرفة.

وقتی کودک مادرش را دید که وارد اتاق شد، لبخندی بر لبانش نقش بست.

💡 تحمل وا الابتسامة أحيانًا رسالة أقوى من كثير من الكلمات في المواقف الصعبة.

گاهی اوقات یک لبخند در شرایط دشوار، پیامی قدرتمندتر از بسیاری از کلمات دارد.

💡 وظهرت الابتسامة على وجهها عندما سمعت الخبر السعيد.

با شنیدن خبر خوب، لبخندی بر لبانش نقش بست.

💡 وذابت الابتسامة على وجهه حين سمع الخبر المفرح من صديقه.

وقتی خبر خوب را از دوستش شنید، لبخند از لبانش محو شد.

کلمات مرتبط