بیضا
🌐 سفید
«بیضاء» مؤنثِ «أبیض» است و به معنی «سفید»، «درخشان» یا «سپیدرنگ» میآید. این واژه در توصیف اشیا، چهره، زمین یا هر چیز روشن و سفیدرنگ بهکار میرود و در عربی فصیح معنای روشن و شناختهشدهای دارد.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 تخم مرغ
📌 سفید
جمله سازی با بیضا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 رأينا سحابة بیضا كبيرة فوق الجبل قبل غروب الشمس مباشرة.
درست قبل از غروب آفتاب، ابر سفید بزرگی را بر فراز کوه دیدیم.
💡 كانت الورقة بیضا تمامًا حين بدأ الكاتب تدوين ملاحظاته عليها.
وقتی نویسنده شروع به نوشتن یادداشتهایش روی کاغذ کرد، کاغذ کاملاً خالی بود.
💡 ظهرت بقعة بیضا على الجدار بعد إصلاح التسرب في السقف.
بعد از تعمیر نشتی سقف، یک لکه سفید روی دیوار ظاهر شد.