البياض

🌐 سفیدی

«البياض» در عربی به معنی «سفیدی، سفیدیِ رنگ، روشنی و سپیدی» است. این واژه هم برای رنگ سفید به‌کار می‌رود و هم گاهی به معنای روشنی روز یا سفیدی سطح چیزی آمده است. در کاربردهای ادبی و علمی نیز «بیاض» می‌تواند اشاره به سفیدی کاغذ، روشنایی، یا پاکی و خلوص داشته باشد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 سفید

📌 سفیدی

📌 آلبدو

📌 کپک

📌 گلیر

📌 هک

جمله سازی با البياض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 لاحظ الطبيب البياض غير الطبيعي في وجه الطفل أثناء الفحص السريري.

پزشک در معاینه بالینی متوجه سفیدی غیرطبیعی صورت کودک شد.

💡 يلفت البياض النظر عندما ينعكس ضوء الصباح على الجدار المدهون حديثًا.

وقتی نور صبح از دیوار تازه رنگ شده منعکس می‌شود، سفیدی آن چشمگیر است.

💡 ارتدت العروس فستانًا ناصعة البياض في حفل الزفاف الكبير.

عروس در مراسم باشکوه عروسی، لباس سفید و ساده‌ای به تن داشت.

💡 ‫يشير لها صاحب املكتبة الذي يكسو البياض شعره‪

صاحب کتابفروشی که موهایش سفید شده بود، به او اشاره کرد.

💡 استخدم الرسام البياض كعنصر أساسي ليمنح اللوحة إحساسًا بالنقاء والهدوء.

نقاش از رنگ سفید به عنوان عنصر کلیدی استفاده کرده تا به نقاشی حس پاکی و آرامش ببخشد.

💡 شعرت بإحساس بالنقاء في الغرفة بسبب البياض اللافت في كل مكان.

به خاطر سفیدی خیره‌کننده‌ای که همه جا را فرا گرفته بود، حس خلوص و پاکی را در اتاق حس کردم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران