يبيض

🌐 سفید کردن

یعنی «سفید می‌شود» یا «سفید می‌کند». این فعل هم می‌تواند به تغییر رنگ به سفیدی اشاره داشته باشد و هم در بعضی کاربردها به تخم‌گذاری پرندگان مربوط است، چون در عربی «بیض» هم با سفیدی و هم با تخم پیوند دارد. بنابراین بسته به متن، معنی آن فرق می‌کند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 سفید کردن

📌 تخم گذاشتن

📌 سفید کننده

📌 سفیدکاری

📌 پاک می‌کند

جمله سازی با يبيض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تحب فكرة الدجاج الطليق الذي يبيض حول المزرعة.

او ایده مرغ‌های آزاد که در اطراف مزرعه تخم می‌گذارند را دوست دارد.

💡 كان من المفترض أن يبيض مزيل الألوان البلاط المتغير اللون في الحمام.

قرار بود رنگ‌بر، کاشی‌های تغییر رنگ داده‌ی حمام را سفید کند.

💡 إنه كـ (بيكاسو) يقرر أن يبيض سور - أنا أحب (ليروي نيمان) أكثر

مثل این است که پیکاسو تصمیم بگیرد دیواری را سفید کند – من لروی نیمن را ترجیح می‌دهم.

💡 يدعي مسحوق الغسيل أنه يبيض الملابس البيضاء ويزيل البقع العائدةَّ.

این شوینده لباس ادعا می‌کند که لباس‌های سفید را سفید می‌کند و لکه‌های قدیمی را از بین می‌برد.

کلمات مرتبط