بيضا

🌐 سفید

«بيضا» صورت مؤنثِ «أبيض» است و به معنی «سفید» یا «سفیدرنگ» می‌باشد. این واژه برای توصیف اسم مؤنث یا چیز مؤنث به کار می‌رود؛ مثلاً «وردة بيضا» یعنی «گل سفید». در برخی موارد می‌تواند به‌صورت اسم خاص هم دیده شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 تخم مرغ

📌 سفید

جمله سازی با بيضا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وقد تشتري بيضا بأسعار رخيصة، لكنك تدعم التشريعات التي تشدد على القواعد التنظيمية المتعلقة بالأقفاص التي يعيش فيها الدجاج.

شما ممکن است تخم‌مرغ‌ها را با قیمت ارزان بخرید، اما از قوانینی حمایت می‌کنید که مقررات مربوط به قفس‌هایی که مرغ‌ها در آن زندگی می‌کنند را تشدید می‌کند.

💡 كانت القمة بيضا بسبب الثلج الذي غطّاها طوال الليل.

قله به خاطر برفی که تمام شب آن را پوشانده بود، سفید بود.

💡 اشترتْ قميصًا بيضا يناسب الحفل الرسمي مساءً.

او یک پیراهن سفید مناسب برای مراسم رسمی عصر خرید.

💡 بدت الصفحة بيضا تمامًا قبل أن يبدأ الكاتب في تدوين ملاحظاته.

قبل از اینکه نویسنده شروع به نوشتن یادداشت‌هایش کند، صفحه کاملاً خالی به نظر می‌رسید.

💡 كلنا يعلم القصة الشهيرة عن الدجاجة التي تبيض بيضا ذهبيا.

همه ما داستان معروف مرغی که تخم طلا می‌گذاشت را می‌دانیم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران