بهش
🌐 باهش
این واژه در عربی نیز چندان رایج نیست، اما در برخی کاربردهای لغوی به معنای «گشودن، پخش شدن، یا نوعی شکوفایی / پراکندهشدن» نزدیک دانسته شده است. در عمل، اگر در متنی آمده باشد، باید با احتیاط و بر اساس سیاق معنا شود.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 لغزنده
جمله سازی با بهش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حاولتِ الأمُّ بهشَ الأوراقِ المبللةِ لتجفَّ أسرعَ قربَ النافذةِ المفتوحةِ.
مادر سعی کرد برگهای خیس را تکان دهد تا نزدیک پنجرهی باز سریعتر خشک شوند.
💡 لا يكفي بهشُ المشكلةِ من الخارجِ، بل يجبُ إزالةُ أسبابِها من الجذورِ.
کافی نیست که مشکل را از بیرون حل کنیم، بلکه باید ریشههای آن را از بین ببریم.
💡 بهشَ العاملُ الغبارَ عن الطاولةِ قبلَ أن يضعَ عليها الملفاتِ الجديدةَ.
کارگر قبل از اینکه پروندههای جدید را روی میز بگذارد، گرد و غبار را از روی آن تکاند.