برش

🌐 برس

«برش» در عربی معیار واژه‌ای رایج نیست و بیشتر ممکن است در لهجه‌ها، نام‌ها، یا کاربردهای خاص دیده شود. در فارسی نیز «برش» معنای شناخته‌شده‌ای مثل «بُرش دادن» دارد، اما در عربی باید با احتیاط برخورد کرد. اگر این واژه در متن عربی آمده، احتمالاً واژه‌ای محلی یا نام خاص است.

فعل (verb)

📌 اسپری

📌 شور و شوق

📌 چلپ چلوپ

اسم (noun)

📌 بورشت

اسم / فعل (noun / verb)

📌 پاشیدن

📌 نم نم باران

جمله سازی با برش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نظّف العامل برش المدخل قبل وصول الزوار.

کارگر قبل از رسیدن بازدیدکنندگان، ورودی را با اسپری تمیز کرد.

💡 ‫تؽون اإلجوبي افطبقعي أهنو فػت افشفقي فؾجـس ـام ُتػت افشفقي‬ ‫فؾطعوم برش افتوابل‪!

می‌خواهی اجوبی‌ها عاشقت شوند، پس باید کمی ادویه بخوری!

💡 بعد السقي، كان يقوم برش الصبار بلطف لإضافة الرطوبة.

بعد از آبیاری، او به آرامی کاکتوس را اسپری می‌کرد تا رطوبت آن افزایش یابد.

💡 جلستُ على برش قديم في غرفة الضيوف.

روی یک زیرانداز کهنه در اتاق مهمان نشستم.

💡 فالشــخص الــذي قابلتــه بــدا برش ًيــا بعــض الــيء وليــس‬ ‫مــن الفضــاء رغــم أين مل أرى وجهــه!

شخصی که ملاقات کردم به نظر انسان می‌آمد، نه از فضا، هرچند صورتش را ندیدم!

💡 اشترى والدي برش ًا جديدًا للصلاة في المسجد.

پدرم یک سجاده نو برای مسجد خرید.

کلمات مرتبط