بلب

🌐 لامپ

«بَلب» واژه‌ای نادر و غیررایج در عربی معیار است و معنای تثبیت‌شده‌ی عمومی ندارد. ممکن است در برخی لهجه‌ها، نام‌ها، یا صورت‌های تحریف‌شده دیده شود. بدون زمینه‌ی دقیق، نمی‌توان تعریف مطمئنی برای آن ارائه کرد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 خمیر کاغذ

جمله سازی با بلب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دخل الطفل في بلب من المشاعر حين سمع الخبر المفاجئ.

کودک وقتی این خبر غافلگیرکننده را شنید، غرق در احساسات شد.

💡 فعندما تُعرض قضايا حرية التعبير السياسي والتجمع على هذا الفريق العامل، يُجري استعراضاً مكثفاً للغاية، لأن ممارسة الحريات في العملية السياسية تتعلق بلب تلك الحريات الأساسية.

وقتی مسائل مربوط به آزادی بیان سیاسی و تجمع به این گروه کاری ارائه می‌شود، بررسی بسیار فشرده‌ای انجام می‌دهد، زیرا اعمال آزادی‌ها در فرآیند سیاسی با هسته اصلی آن آزادی‌های اساسی مرتبط است.

💡 يمكن الاستمتاع بلب الفييجوا الحلو طازجًا أو مطبوخًا.

پالپ فیجوآ شیرین را می‌توان تازه یا پخته میل کرد.

💡 ساد بلب واضح في القاعة بعد انقطاع الكهرباء.

بعد از قطع شدن برق، هیاهوی واضحی در سالن به پا شد.

💡 حاول المدرس تهدئة بلب الطلاب قبل بدء الاختبار.

معلم سعی کرد قبل از شروع امتحان، اضطراب دانش آموزان را آرام کند.

💡 يهتم علاج جذور الأسنان بمعالجة النسيج الداخلي للأسنان، المعروف بلب الأسنان.

درمان ریشه دندان بر درمان بافت داخلی دندان که به عنوان پالپ دندان شناخته می‌شود، تمرکز دارد.