إنفاذ

🌐 اجرای احکام

به معنای «اجرایی کردن»، «به اجرا درآوردن»، «نافذ ساختن» یا «عملی کردن» است. این واژه بیشتر در امور حقوقی، اداری و رسمی به کار می‌رود؛ مانند اجرای حکم یا قانون.

اسم (noun)

📌 اجرای احکام

جمله سازی با إنفاذ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 أعلن المسؤولون خطة إنفاذ جديدة تهدف إلى تقليل المخالفات في الأسواق العامة.

مقامات از طرح اجرایی جدیدی با هدف کاهش تخلفات در بازارهای عمومی خبر دادند.

💡 يثق المواطنون المحليون في وكالة إنفاذ القانون للتعامل مع الجريمة بفعالية.

شهروندان محلی به نیروی انتظامی در برخورد مؤثر با جرم و جنایت اعتماد دارند.

💡 يحتاج إنفاذ القانون إلى مؤسسات قوية قادرة على تطبيق القرارات بعدل وشفافية.

اجرای قانون به نهادهای قوی نیاز دارد که بتوانند تصمیمات را به طور منصفانه و شفاف اجرا کنند.

💡 يتم إنفاذ الأحكام القضائية بعد استكمال الإجراءات القانونية ومراجعة المستندات المطلوبة.

احکام قضایی پس از اتمام مراحل قانونی و بررسی مدارک مورد نیاز، اجرا می شوند.

💡 يمكن للمواطنين الإبلاغ عن السلوك المشبوه مباشرة لوكالة إنفاذ القانون.

شهروندان می‌توانند موارد مشکوک را مستقیماً به مراجع قانونی گزارش دهند.

💡 والميزة الثالثة هي إبعاد إنفاذ قوانين المنافسة عن السياسة الوطنية.

سومین مزیت، جدا نگه داشتن اجرای قوانین رقابت از سیاست‌های ملی است.

کلمات مرتبط