بانتظار

🌐 منتظر

یعنی «در انتظار / منتظر». انتظار در عربی به معنی چشم‌به‌راه بودن است. بنابراین این ترکیب برای بیان حالت انتظار و چشم‌داشتن به چیزی یا کسی به‌کار می‌رود.

جمله سازی با بانتظار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 في المحطة، وقف أحد مع ه حقيبة سوداء بانتظار القطار.

در ایستگاه، مردی با یک کیف سیاه منتظر قطار ایستاده بود.

💡 وقفوا جميعًا عند باباها بانتظار فتح الباب الكبير.

همه آنها دم در خانه‌اش ایستاده بودند و منتظر باز شدن آن در بزرگ بودند.

💡 وقف االشخاص أمام الباب بانتظار دورهم.

مردم جلوی در منتظر نوبتشان ایستاده بودند.

💡 ارتص الناسُ أمام البوابة في صفّ طويل بانتظار الدخول.

مردم در صفی طولانی جلوی دروازه صف کشیده بودند و منتظر ورود بودند.

💡 جلس المسافر بانتظار موعد القطار في المحطة منذ ساعة تقريبًا.

مسافر حدود یک ساعت در ایستگاه منتظر قطار نشسته بود.

💡 وقف لييم في الصف بانتظار دوره لشراء التذكرة.

لیام در صف ایستاده بود تا نوبتش شود و بلیط بخرد.

💡 جلس المريض ضاجع على السرير بانتظار الفحص الطبي.

بیمار روی تخت دراز کشیده بود و منتظر معاینه پزشکی بود.

💡 أخبرنا الحارس أننا لقد هنا بانتظار فتح الباب.

نگهبان به ما گفت که ما اینجا منتظر باز شدن در هستیم.

💡 دوّن الباحث کسم في الهامش بانتظار التحقق من معناها.

محقق در حاشیه به «قسم» اشاره کرده و منتظر تأیید معنای آن است.

💡 وقف الضيوف بِهُولا عند الباب بانتظار الإذن بالدخول.

مهمان‌ها دم در ایستاده بودند و منتظر اجازه ورود بودند.

💡 ‫عاد إلى مكانه بانتظار أطباق الحلوى كسائر‬ ‫المدعوّين‪.

او به جایش برگشت و مثل بقیه مهمان‌ها منتظر دسرها ماند.

💡 تجمع الناس أمام المدرسة بانتظار إعلان النتائج النهائية.

مردم جلوی مدرسه جمع شده بودند و منتظر اعلام نتایج نهایی بودند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران