إعتراف
🌐 به رسمیت شناختن
اسم (noun)
📌 اعتراف
📌 به رسمیت شناختن
📌 اعتراف کردن
📌 اذعان
جمله سازی با إعتراف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دي ع ِ ُ سيكون تسجيل هذا مع تسجيل اعتراف تيم كا ِفيا وأكثر إفادة للشرطة.
این صدای ضبط شده، به همراه اعترافات تیم کاویا، برای پلیس مفیدتر خواهد بود.
💡 من أجاز للعالم فتق قلبي بال اعتراف حتى بالذنب؟
چه کسی به دنیا اجازه داد قلب مرا بشکافد، بدون اینکه حتی گناهم را بپذیرم؟
💡 اعتُبر إعتراف الشركة بالمشكلة خطوة مهمة نحو استعادة ثقة العملاء.
اذعان شرکت به وجود این مشکل، گامی مهم در جهت بازگرداندن اعتماد مشتری تلقی شد.
💡 قدّم اللاعب إعتراف ًا صريحًا بأنه أخطأ في تقدير الموقف داخل الملعب.
این بازیکن صریحاً اعتراف کرد که در مورد موقعیت زمین اشتباه قضاوت کرده است.
💡 وخلال تلك الفترة، أفيد بأن مسؤولين عذبوها وأجبروها على التوقيع على إعتراف كاذب.
در آن دوره، گزارش شد که مأموران او را شکنجه کرده و مجبور به امضای اعترافات دروغین کردهاند.
💡 جاء إعتراف المتهم بعد ساعات من التحقيق وأوضح تفاصيل كثيرة في القضية.
متهم پس از ساعتها تحقیق اعتراف کرد و جزئیات زیادی از پرونده را روشن کرد.