المقربة

🌐 نمای نزدیک

این واژه از ریشه «قرب» است و به معنی «نزدیکی»، «خویشاوندی» یا «چیزی که سبب قرب و نزدیکی می‌شود» آمده است. در بعضی کاربردها به «قرابت» و رابطه نزدیک میان افراد هم اشاره دارد.

جمله سازی با المقربة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وضعت المعلمة الكتب في الخزانة المقربة من مكتبها لتصل إليها بسرعة.

معلم کتاب‌ها را در کمد نزدیک میزش گذاشت تا بتواند سریع به آنها دسترسی داشته باشد.

💡 اختارت العائلة الطاولة المقربة من الباب لأنها مناسبة للأطفال الصغار.

خانواده میزی را که به در نزدیک‌تر بود انتخاب کردند، چون برای بچه‌های کوچک مناسب بود.

💡 صديقتي المقربة أحضرت لي بسكويتاً عندما كنت أشعر بالضيق؛ وهذا فعلاً أسعدني.

دوست صمیمی‌ام وقتی حالم بد بود، برایم بیسکویت آورد؛ این واقعاً من را خوشحال کرد.

💡 أثّر فقدان الصديقة المقربة في شخصيتها، فصارت أكثر حذرًا في تكوين العلاقات.

از دست دادن دوست صمیمی‌اش بر شخصیت او تأثیر گذاشت و باعث شد در ایجاد روابط محتاط‌تر شود.

💡 جلس الضيف في المقربة من النافذة ليستمتع بالهواء البارد في المساء.

مهمان نزدیک پنجره نشست تا از هوای خنک عصرگاهی لذت ببرد.

💡 تلقت العروس هدية جميلة من صديقتها المقربة يوم الزفاف.

عروس در روز عروسی‌اش هدیه‌ای دوست‌داشتنی از دوست صمیمی‌اش دریافت کرد.