المتوسط

🌐 میانگین

یعنی «میانگین، متوسط، میانه». این واژه برای چیزی به‌کار می‌رود که نه خیلی کم است و نه خیلی زیاد، یا در وسطِ یک بازه قرار دارد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 میانگین

📌 متوسط

📌 وسط

📌 معنی

📌 میانی

📌 میانه

جمله سازی با المتوسط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يعيش الرجل في الحي المتوسط بين وسط المدينة والطرف.

این مرد در محله میانی بین مرکز شهر و حومه آن زندگی می‌کند.

💡 ‬وفــي‬ ‫ذلــك العــام كنــت مقبلــة علــى اجتيــاز شــهادة التعلــيم المتوســط‪

آن سال داشتم امتحان گواهینامه آموزش متوسطه‌ام را می‌دادم.

💡 اهتم المتحف بعرض آثار حضارة البحر المتوسط بأسلوب حديث وجذاب.

این موزه بر نمایش آثار باستانی تمدن مدیترانه به سبکی مدرن و جذاب تمرکز داشت.

💡 ‫بالنسبة للمرأة الثالثينية أو األربعينية كان مزاج الملك على النقيض‬ ‫تماما‪ :‬في تلك السن يستهويه جمال البحر المتوسط‪

برای زنی سی یا چهل ساله، خلق و خوی پادشاه کاملاً برعکس بود: در آن سن، او مجذوب زیبایی مدیترانه شده بود.

💡 اختاروا الفندق المتوسط لأنه مناسب للسعر والخدمة.

آنها هتل میان رده را انتخاب کردند زیرا از نظر قیمت و خدمات مناسب بود.

💡 يسكنُ أحمدُ في الحيِّ المتوسط بينَ المدرسةِ والسوقِ المركزي.

احمد در محله میانی بین مدرسه و بازار مرکزی زندگی می‌کند.

💡 حصل الطالب على معدل المتوسط في نهاية العام الدراسي.

دانش‌آموز در پایان سال تحصیلی نمره متوسطی کسب کرد.