العتبة
🌐 آستانه
اسم (noun)
📌 آستانه
📌 نخ
📌 آستانه در
جمله سازی با العتبة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تسرب الماء من العتبة في كل مرة كان يهطل فيها المطر بغزارة.
هر بار که باران شدیدی میبارید، آب از آستانه در نشت میکرد.
💡 وضعتُ الحقيبة قرب العتبة حتى لا تعيق حركة الناس في الممر.
کیف را نزدیک آستانه گذاشتم تا مانع رفت و آمد مردم در راهرو نشود.
💡 كشف التدقيق أن كفاية رأس المال كانت دون العتبة المطلوبة.
حسابرسی نشان داد که کفایت سرمایه کمتر از آستانه مورد نیاز است.
💡 وقفتُ عند العتبة قبل أن أدخل البيت احترامًا لصاحب المنزل.
قبل از ورود به خانه، به احترام صاحبخانه، در آستانه در ایستادم.
💡 كتب الرسام مشهدًا قديمًا يظهر فيه الضوء على العتبة الخشبية.
نقاش صحنهای قدیمی را نقاشی کرد که در آن نوری بر آستانهی چوبی ظاهر میشود.
💡 أدخلت صغارها وأحكمت اإلغالق بوضع حجرة كبيرة على العتبة
او تولههایش را آورد و با قرار دادن سنگی بزرگ بر آستانه، ورودی را مهر و موم کرد.